در داخل یک پرستار زندگی مبارزه با کروناویروس: تامین کمبود کیسه های بدن و بی پایان بیماران

در اینجا آنچه در آن مانند به نظر می رسد حمل به شهر نیویورک از میانه به کار به عنوان یک پرستار در خط مقدم از coronavirus نبرد. 40-year-old استخدام کارگران بهداشت و درمان طول می کشد این پست را از طریق روز خود را در بروکلین بیمارستان که در آن او می یابد هرج و مرج و مرگ — و امید است.

آوریل 27, 8:44 صبح: این ماده اگر من مریض آن است که. در بیمارستان که در آن مشغول به کار هستم و 75 تا 80 درصد از بیماران بستری آلوده می شوند. لطفا اصلا به بيمارستان مگر اینکه شما با داشتن مشکل تنفسی و ترس برای زندگی خود را. خبر خوب این است که متخصصان پزشکی که درمان شده اند مردمی می گویند افراد سالم نمی رسید که سخت اگر در همه و به طور کلی واقعا خسته برای یک یا دو روز با برخی از دیگر علائم جزئی پس از آن در عمل است. من توصیه دوستانه. ورزش. غذا خوردن سالم. خنده. تمرین مراقبه استرس-کاهش فعالیت های. به اندازه کافی خواب. موفق باشید و نترس!

مارس 28, 10 a. m.: نشان داد تا امروز و هشت نفر از پرستاران به نام در بیمار ما را با هفت. یک پرستار اختصاص داده بود به 31 نفر! به طور معمول در بیمارستان عمومی طبقه یک پرستار و شش نفر. ICU است همه حمایت کردن تا یکی بال اورژانس تبدیل شده موقت بوده است. مراقبت از بیمار رنج می برد. من به مراقبت از یک بیمار است که در یک ونتیلاتور و من قطع شده یک بیمار دیگر که فقط تنفس متوقف و سپس آمبولانس داد تا با یک بیمار است. من در نهایت بازگشت به اصلی من بیمار دو ساعت و نیم بعد. اساسا امید آنها نمی میرند. که چه روز من مثل این است که در تکرار — 13 ساعت در روز است.

مارس 29, 8:43 صبح: هرج و مرج است شروع به احساس طبیعی است. لوازم هنوز هم کم است. اما تقریبا تمام کارکنان دائم به استقبال ما با آغوش باز. همه ما در 21 روز قرارداد. چند روز اول که رعایت مسائل است. در حال حاضر آن را کنترل کروز رسیدگی به بیماران است. اما من احساس آن را امروز مردمی است. خسته. من فوق العاده با محبت تمام حمایت خود را و نوع کلمات.

مارس 31, 9:39 بعد از ظهر: زمان بیشتر و با ارزش تر به عنوان ما هیچ است. بيمارستان هنوز غرق شده است. روز دیگر ما زد از مایعات قابل حمل, اکسیژن, ظروف آزمایشگاه لوله های خون. من سعی کنید به فکر می کنم از روش های خنده دار برای سرگرمی خودم در طول روز و گسترش برخی از شوخ طبعی است. امروز من یک میکروفون در اتوبوس سوار شدن در به صورت روزانه من اطلاعیه ها. من خیلی دامن زده و بی درنگ از گران به Snoop Dog آهنگ به عنوان به زودی به عنوان میکروفون ضربه دست من است.

مارس 1, 1:14 صبح: OK مردمی. من نیاز به برخی از عینک است. مانند ساخت عینک ایمنی. دیگر sh-t است که بیش از حد تیره و تار و یا بیش از حد گرم است. من می تواند به معنای واقعی کلمه احساس می کنید چندین لایه از COVID در چشم من و تمام Vizin در جهان نیست کمک می کند. که می توانید از یک جفت به شهر نیویورک سریعترین است ؟

مارس 2, 9:24 صبح: ما همچنان به تحت-عرضه و understaffed اگر چه امروز 20 بیشتر پرستاران رفت و از طریق جهت گیری و ضربه زدن به کف فردا. آن را یک لجستیکی کابوس. من در بیمارستان در چین گواتمالا و فیلیپین. حتی اگر تاج نبود در اطراف این بیمارستان است که در بیشتر خرابی و کلی کلی uncleanliness از کسانی که در کشورهای جهان سوم. در اینجا یک احساس خوب داستان: من راه رفتن را به اورژانس و یک پرستار فریاد می زند. من به نوبه خود گوشه و او بیمار است و آبی بود که در فیلم “ویلی وانکا و کارخانه شکلات سازی.” من بلافاصله شروع به دادن بیمار ماساژ قفسه سینه. دیگر پرستاران پرش در و بیمار شروع به تنفس دوباره. اما ما نیز در چند بدن در بدن کیسه های امروز است.

مارس 3, 9:12 صبح: چه روز است ؟ آنچه در جهان موازی من در? بیمار به پرستار نسبت است به طوری مجنون که هیچ کارمند تمام وقت است و هم به جهت یک فرد جدید. و من تا به حال برای اجرای یک طبقه به طبقه و صرفه جویی تا برخی از تکه های دنده محافظ برای نگه داشتن مردم در امن است. برخی از وقت پرستاران در حال جمع اوری. از سوی دیگر وجود دارد دو پرستار که باز کردن یک بازنشسته بال از بیمارستان به جای تقاضا است. آنها فرشتگان.آنها تا به حال نشده یک استراحت برای هفته گذشته است. هیچ ناهار. هیچ 15 دقیقه به حالت فشرده خارج کنید. امروز این دو پرستار به حال برای قرار دادن چهار بدن در کیسه بدن. آنها خفه کردن یا گریه ترین زمان. من تا به حال برای رفتن به خارج و توپ رو چشم من.

Body bags are seen inside the Wyckoff Hospital in Brooklyn.
کیسه های بدن دیده می شود در داخل ویکاف بیمارستان در بروکلین.ایسنا

مارس 4, 9:19 صبح: ایمنی برای پرستاران و بیماران همچنان به عنوان یک مسئله بزرگ است. یک “نوک کانتینر” یک جعبه قرمز که آویزان بر روی دیوار در هر اتاق بیمار است و به معنای چیزهایی که آلوده به کسی خون. تقریبا در هر یک از جعبه در بیمارستان سرشار است. خوب, آن را در نهایت امروز اتفاق افتاده است: یکی از اعضای خدمه بود رسیدن به قرار دادن یک سرنگ انسولین در ظرف نوک دار و گیر کردم با سوزن. تصور کنید که اضطراب. ما همچنین فرار از اکسیژن در یک طبقه. ما تا به حال به بال و باز کردن یکی از جدید و انتقال 50 بيمار در سراسر بیمارستان. بدن من لطمه می زند مغز من لطمه می زند.

6 آوریل: من در قرار دادن بدن در کیسه های گذشته 11 روز از من در نه سال به عنوان یک پرستار. من اشک تا چند بار در روز مشاهده و کمک در این شرایط است. این sh-t است نه برای همه. من 25 پرستاران جدید امروز. یک پرستار رفت و پس از 10 دقیقه اول. بقیه فرستاده شد مستقیما به واحد. ما در حال اجرا هستند از بسیاری از داروها از جمله برای آرام بخشی. ما شروع به استفاده از دیگران برای نگه داشتن بیماران خواب آلود اما بسیاری از آنها از خواب بیدار و شروع به سکس دهنی, انگشت کردن در لوله های خود را. آن را به برخی از چیزهای کوچک و ساده ، ما فرار کردن از نوشیدن و کسانی که کمی از فنجان برای قرص. بنابراین ما شروع به استفاده از نمونه-مجموعه ظروف — این چیزی است که بیماران مبتلا به نوشیدن از. هنوز هم برخی از اخبار خوب است. اورژانس دروازه به بیمارستان شاهد کاهش تعداد و اورژانس پرسنل باید به من گزارش شده است که همه چیز را آهسته برای آنها. این باعث می شود من فکر می کنم ما به اوج خود رسید و از چند روز پیش. اما بدون در نظر گرفتن آن را کامل و مطلق جنون.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de